راهکارهای تحقق جهش اقتصادی در صنعت پتروشیمی
عوامل متعددی در تحقق جهش اقتصادی در صنعت پتروشیمی نفش آفرین و تعیین کننده می باشند اما 5 عامل در طی مدت 12 ماه یا 15 ماه می توانند منجر به جهش اقتصادی در این صنعت عظیم شوند که در ادامه به آن می پردازیم.
کد خبر: ۱۵۶۷۳
تاریخ انتشار: ۰۸ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۳:۵۹ - 27 March 2020

عوامل متعددی در تحقق جهش اقتصادی در صنعت پتروشیمی نفش آفرین و تعیین کننده می باشند اما 5 عاملی که در طی مدت 12 ماه یا 15 ماه می توانند منجر به جهش اقتصادی در این صنعت عظیم شوند عبارتند از:

1- تمرکز بر اجرای پروژه های نیمه تمام که امکان راه اندازی آنها طی 15 ماه آینده وجود دارد

پروژه های متعددی در سالهای گذشته تعریف شده که اکنون این پروژه های صنعت پتروشیمی به 60 تا 90 درصد پیشرفت داشته اند و راه اندازی آنها گام های مهمی در ایجاد جهش در صنعت پتروشیمی می باشد از جمله این پروژه های مهم عبارتند از پالایشگاه بید بلند 2 جهت تامین خوراک اتان ژتروشیمی گچساران و واحدهای الفینی بندر امام ؛ این پروژه مهم ملی در سال 99 قابل راه اندازی می باشد، پتروشیمی گچساران با ظرفیت تولید بیش از یک میلیون تن اتیلن که اگر تمرکز شود تا 15 ماه آینده قابلیت بهره برداری دارد، پروژه پتروشیمی لردگان با ظرفیت تولید یک میلیون تن اوره که در صورت تمرکز لازم  تا چند ماه آینده قابل بهره برداری خواهد بود، واحد الفین پتروشیمی ایلام که در صورت تمرکز تا چند ماه آینده به بهره برداری خواهد رسید، پتروشیمی معظم بوشهر که در صورت تمرکز لازم تا 15 ماه آینده 3 واحد مهم آن به بهره برداری خواهند رسید واحد متانول آن در شرف بهره برداری می باشد، واحدهای متانول کیمیای پارس، سبلان و دنا؛ سه واحد متانولی که ظرفیت تولید هر کدام 1.650 میلیون تن متانول است در صورت تمرکز لازم طی 15 ماه آینده هر سه واحد پتروشیمی به بهره برداری خواهند رسید یکی از این واحدها در مرحله بهره برداری قرار دارد و بزودی به بهره برداری خواهد رسید.  پروژه متانول و آمونیاک اوره چابهار که تمرکز روی راه اندازی آن از جهات مختلف داری اهمیت است در صورت تمرکز لازم این پروژه ها طی 15 ماه آینده به بهره برداری خواهند رسید. چندین پروژه مهم  توسعه ای و افزایش ظرفیت دیگر در منطقه عسلویه و بندر امام که در صورت تمرکز لازم همگی آنها به مرور طی 15 ماه آینده قابل راه اندازی می باشند. با تمرکز و پیگیری شبانه روزی و رفع موانع، و اختصاص منابع مالی مورد نیاز همه پروزه های یاد شده تا اواخر سال جاری و بعضا تا خرداد سال 1400 راه اندازی خواهند شد.

 * راهکار جذب منابع مالی جهت اجرای سریع پروژه های بزرگ یاد شده:

پروژه های فوق اکثرا زیر مجموعه هلدینگ خلیج فارس و پتروفرهنگ و سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح می باشند این سه هلدینگ بزرگ دارای شرکتهای متعددی در بورس می باشند برخی از شرکتهای زیر مجموعه آنها نیز می بایست در سال 99 وارد فرآیند عرضه سهام در بورس شوند لذا پیشنهاد می شود در شرایط فعلی که تحت شدیدترین فشارهای تحریمی قرار داریم هلدینگ های فوق حداقل 20 درصد سهام شرکتهای زیر مجموعه را دربورس آزاد کنند به این ترتیب منابع مالی مورد نیاز جهت اجرای سریع پروژه های ذکر شده تامین خواهد شد و بخشی از نقدینگی سرگردان در جامعه که از عوامل تورم است جمع آوری می شود، کاهش تصدی گری دولت در معنای واقعی تحقق می یابد و مزایای متعدد دیگری نیز به دنبال دارد.

شاید لازم باشد دولت رسما هلدینگ های تحت پوشش صندوق های بازنشستگی را مکلف نماید حداقل 20 درصد سهام شرکتهای تحت پوشش خود را از طریق فرآیند بورس به مردم واگذار نمایند و دولت نیز با تمام توان از شرکتهای بورسی حمایت نماید و مجلس محترم نیز در وضع هر نوع قانونی حمایت از شرکتهای بورسی را در محور برنامه های خود قرار دهد.

چنانچه درصد سهام شناور شرکتهای زیر مجموعه صندوق های بازنشستگی در بورس بیشتر شود،  بستر برای  افزایش قیمت سهام شرکتها فراهم تر می شود و بورس بازان نیز نقش خود را در این خصوص بازی می کنند. با افزایش سهام شرکتهای زیر مجموعه هلدینگ ها ارزش سهام هلدینگ های تحت پوشش صندوق ها نیز افزایش می یابد و بدین ترتیب هم کسری بودجه صندوق ها و هم کسری نقدینگی هلدینگ ها تامین می شود و هم اینکه بخش عمده نقدینگی سرگردان در بازار جذب بورس می شود و در کنار همه اینها قدرت و نقش آفرینی بخش خصوصی و سهامداران خرد در شرکتهای بزرگ بیشتر می شود و هلدینگ ها نیز با منابع مالی که از این طریق جذیب می کنند می توانند پروژه های نیمه تمام را به سرعت اجرایی و پروژه های پر بازده جدید تعریف و اجرایی نموده و تاثیر قابل توجهی در رشد و پویایی اقتصاد ایفا کنند. به دلایل مختلف که شرح آن در این مجمل نمی گنجد بورس یکی از بهترین بسترها برای تقویت بخش خصوصی  در کشور ایران است.

2- رفع موانع و مشکلات فنی، بازار یابی و فروش، تامین خوراک و سایر مشکلات جهت تولید واحدهای موجود با حداکثر ظرفیت و حتی تولید 110 یا 120 درصد ظرفیت اسمی

در مجموع واحدهای پتروشیمی کشور با ظرفیت حدود 90 درصد تولید می کنند کل ظرفیت نصب شده پتروشیمی حدود 66 میلیون تن است چنانچه ده درصد به این ظرفیت اضافه شود به مفهوم افزایش تولید 6.6 میلیون تن است.  حجم سرمایه گذاری مورد نیاز برای احداث واحدهای پتروشیمی با ظرفیت تولید 6.6 میلیون تن محصولات متنوع بین 3 تا 4 میلیارد دلار خواهد بود اما برای افزایش 6.6 میلیون تن به ظرفیت تولید واحد های موجود به یک دهم این سرمایه نیاز خواهد بود بسیاری از پروژه های افزایش ظرفیت نیاز به سرمایه گذاری چندانی ندارد و با چند پروژه اصلاحی و مطالعاتی و پژوهشی می توان با هزینه کم اصلاحاتی انجام داد که ظرفیت تولید را در حد قابل توجهی افزایش می دهد.  از جمله راهکارهای افزایش ظرفیت تولید واحدهای موجود عبارتند از:

- شناسایی همه تنگناهای افزایش ظرفیت و تعریف پروژه های اصلاحی لازم برای رفع تک تک این موانع با کمک شرکت های مشاور با تجربه داخلی و خارجی

- استفاده از کاتالیست های نسل جدید خصوصا در واحدهای پلیمری و واحد های تولید کننده آمونیاک و متانول

- اضافه نمودن  برخی تجهیزات و ماشین آلات یا پکیج های جدید جهت بر طرف کردن تنگناهای افزاش ظرفیت. به عنوان نمونه اضافه کردن کوره در واحدهای الفینی و آمونیاک و متانول مشروط به اینکه تنگناهای بعد از کوره نیز با افزایش ظرفیت تاورها، کمپرسورها و سایر موانع رفع شوند حتی ممکن است برای برخی واحدهای الفینی با اضافه نمودن کمپرسور کمکی بخشی از مشکلات حل شوند.

- افزایش ضریب تبدیل یا کانورژن در کوره های واحدهای الفینی، آمونیاک و متانول با بهره گیری از آخرین دستاوردهای علمی جهانی و کمک واحدهای R&D  مثلا می توان در کوره های واحدهای یاد شده میزان با انجام اصلاحات و تغییراتی درصد تبدیل خوراک ورودی به محصولات هدف را افزایش داد. یکی از روش ها یافتن دمای مناسب متناسب با شرایط خوراک ورودی است،  تنظیم خوراک ورودی بگونه ای که با آن بتوان بشترین محصولات هدف را تولید نمود و کار روی زمان ماند خوراک داخل کوره و کار روی موادی که همراه خوراک وارد کویل های کوره ها می شوند و موارد متعدد دیگر 

- به حداقل رساندن زمان تعمیرات سالانه و شناسایی مواردی که طی سالهای گذشته  منجر به توقف تولید یا کاهش تولید شده بودند و تعریف پروژه جهت رفع تک تک این موانع و در کنار آن تقویت تیم تعمیر و نگهداری واحد های پتروشیمی که از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

شرکتها می بایست متناسب با نیاز خوب نیروهای  طراز اول کشور خصوصا در رشته های مکانیک و برق در گرایش های مختلف با بالاترین ضریب هوش، خلاقیت، میزان پشتکار و جسارت های لازم را برای تقویت واحد تعمیرات جذب نمایند و به نیروهای موجود قناعت نکنند به هیچ وجه نباید اجازه داده شود در جذب نیروهای متخصص تعصب های محلی و فشارهای سیاسیون دخالت داشته باشد این ظلم های نا بخشودنی خسارت های جبران ناپذیری به صنعت پتروشیمی کشو تحمیل نموده و بهرطریق ممکن باید جلو آن گرفته شود. یک اشتباه کوچک توسط شخص با ضریب هوشی و استعداد یادگیری کم عواقب مالی و جانی جبران ناپذیری به دنبال دارد لدا در جذب نیرو در این صنعت حساس خصوصا برای واحدهای تخصصی نباید اجازه دخالت سیاسیون داده شود.

هزینه ای که برای حقوق و مزایای نیروهای نخبه جذب شده برای واحد تعمیرات می شود در مقابل کاهش هزینه های یک سال هم قابل مقایسه نیست. این نخبگان که در مدت کوتاهی به خبرگان و سرمایه های اصلی شرکت تبدیل می شوند می توانند با تعمیرات به موقع حین تولید یاکوتاه کردن زمان تعمیرات در مواقع توقف تولید منافع کلانی را نصیب شرکت نمایند و از خسارت های کلانی جلوگیری کنند.  در کنار واحد تعمیرات واحد بهره برداری که سکاندار تولید است و در اصل رانندگی در دستان آنهاست نیز اهمیت ویژه ای دارد یک خطاب کوچک متخصصین بهره برداری منجر به توقف تولید یا کاهش تولید خواهد شد لذا تردیدی نیست که پرسنل بهره برداری خصوصا بردمن ها باید افراد با هوش و پشتکار بالا، صبور و با قابلیت عکس العمل سریع دقیق و به موقع باشند. سر ریز نیروهای خوب بهره برداری و تعمیرات  شاکله واحد خدمات فنی را تشکیل می دهند و معمولا افراد با تجربه از دو واحد یاد شده پس از کسب سالها تجربه به واحد خدمات فنی منتقل می شوند لذا تقویت واحد خدمات فنی در گروه تقویت واحدهای تعمیرات و بهره برداری است.

باداشتن واحدهای خدمات فنی، بهره برداری و تعمیرات قوی و خبره  توقفات تولید به حداقل خواهد رسید و شرکتها قادر خواهند بود با ظرفیت های بالاتری تولید کنند.

3- حمایت از واحدهای تحقیق و توسعه(R&D)شرکتهای فعال موجود با هدف تولید محصولات جدید و با ارزش افزوده بالا

در واحدهای تحقیق و توسعه می توان با صرف یک میلیارد تومان ده یا ده ها میلیارد تومان سود کسب نمود. بودجه واحدهای R&D در شرکتهای پتروشیمی غالبا نیم درصد سود هم نمی رسد  افزایش بودجه واحد های R&D به حداقل یک درصد سود شرکت می تواند مواهب بسیار ارزشمند و ماندگاری در سود آوری و ارتقاع سطح علمی و کیفیت محصولات به دنبال داشته باشد مشروط به اینکه مدیر واحد R&D از قوی ترین مدیران شرکت باشد مدیر واحد تحقیق و توسعه می بایست از جمله مجرب ترین، با دانش ترین و دقیق ترین و با پشتکار ترین نخبگان شرکت باشد و تیم کارشناسی واحد R&D  و امکانات و سطح واحد  در چارت سازمانی می بایست در ردیف اول باشد تا بتوان واحد R&D را به موتو محرک و پویای شرکت تبدیل نمود. واحد تحقیق و توسعه می تواند در بهبود کیفیت محصولات، تنوع تولید، افزایش بهره وری، رفع موانع افزایش ظرفیت و مشاوره هایعلمی عمیق به مدیرعامل و هیات مدیره نقش ویژه ای ایفا نماید. ما در پتروشیمی جم با تقویت واحد R&D و حمایت از مدیر توانمند آن به نتایج کم نظیری دست یابیم. واحد R&D پتروشیمی جم با همکاری سایر واحدهای خصوصا خدمات فنی و بهره برداری توانست طی سالهای 95تا 98  با صرف هزینه کمتر از ده میلیارد تومان بیش از 100 میلیارد تومان منافع برای شرکت ایجاد نماید. از جمله اقدامات مهم انجام شده عبارتند از کاهش مصرف ادتیو ها، تولید 10 گرید با ارزش جدید در واحدهای پلیمری، اصلاح تیپ برنرهای کوره های واحد الفین، تولید آزمایشگاهی یک کاتالیست مهم، ارتقاء کاتالیست واحدهای پلیمری، ارتقاء محصول pe100  و موارد متعدد دیگر

4- ایجاد مشوق های لازم و رفع موانع واحدهای پائین دست صنعت پتروشیمی فعال به هدف تولید با حداکثر ظرفیت ممکن و تصویب مشوق های لازم جهت احداث واحد های پایین دست صنعت پتروشیمی  که از بازار مناسب داخل و صادراتی برخوردار می باشند.

ظرفیت تولید نصب شده صنایع پائین دستی پتروشیمی بیش از 45 میلیون تن است اما میزان تولید کمتر از یک پنجم ظرفیت نصب شده است.  چنانچه در سال 99 موانع افزایش تولید کمتر شوند و مشوق های لازم جهت افزایش تولید و صادرات مصوب شود می توان در مدت چند ماه تولید صنایع پائین دستی را بدون نیاز به سرمایه گذاری جدید به 2 یا 3 برابر افزایش داد.  اصلی ترین موانع افزایش تولید در صنایع پائین دستی پتروشیمی عبارتند از:

1- مزیت بیشتر صادرات مواد اولیه نسبت به فروش داخل و عدم وجود مزیت برای واحد های پتروشیمی جهت تولید نیاز واحد های پائین دست از نظر حجم عرضه و تنوع گرید

در حال حاضر مقررات بگونه ای است که در اغلب ایام سال صادرات مواد اولیه منافع بیشتری برای شرکت های پتروشیمی دارد و هیچ مزیتی در نرخ خوراک یا مالیات برای فروش بیشتر به صنایع پائین دستی وجود ندارد و این موضوع منجر به عدم هماهنگی و انس تولید کنندگان مواد اولیه با تولید کنندگان کالاهای نهایی شده است. اگر مقررات مناسب وضع شود و منافع  این دو بخش در هم گره بخورد بستر برای تحول فراهم خواهد گردید

2- هزینه بالای تامین سرمایه در گردش مورد نیاز واحد های پائین دستی.

برای خرید 500 تن مواد اولیه پلاستیک و پلیمر نیاز به 5 تا 7 میلیارد تومان سرمایه است که می بایست قبل از تحویل مواد اولیه بهدحساب شرکت فروشنده واریز شده باشد از طرف دیگر شرکت های کوچک صنایع پائین دست ممکن است چند ماه طول بکشد تا بتوانند محصول نهایی را فروخته و وجه آنرا دریافت کنند لذا فشار نقدینگی سنگینی به این شرکتها کوچک وارد می شود و امکان انعقاد قرارداد هایبلند بلند نیز برای آنها سخت و در بسیار موارد غیر ممکن شده لذا ضرورت دارد راهکاری برای حل این مشکل طراحی شود.

3- عدم امکان تامین مواد اولیه مورد نیاز واحدهای پائین دستی در غالب قراردادهای بلند مدت و در نتیجه به وجد آمدن فراز و فرودهای پی در پی در تولید و تامین نیاز واحدهای پائین دستی

4- موانع متعدد جهت صادرات از جمله  عوارض و هزینه های گمرکی وضع شده توسط کشورهای هدف صادراتی

5- هزینه های بالای حمل و نقل.  هزینه حمل و نقل صنایع پائین دستی به دلیل حجم زیاد و وزن کم اغلب آنها بالاست لذا ضرورت دارد سیستم یکپارچه و برنامه ریزی شده تری برای دو سر بار کردن کامیون ها و تردد سیر بیشتر کامیون در طول هر ماه بکار گرفته شود. کامیون ها مثل انسان ها نیاز به 8 تا 10 ساعت استراحت در شبانه روز ندارند و در ط شبانه روز حداقل باید 20 ساعت در حرکت باشند لذا ضرورت دارد برای مسیر های طولانی حتما کامیون ها دو راننده داشته باشند و کامیون های نسل جدید که امکانات مناسبی برای استراحت راننده دوم در حین تردد در آنها وجود دارد وارد و در اختیاران رانندگان با شرایط مناسب قرار گیرد و در مقابل کرایه جمل ها مدیریت شوند.

6- عدم وجود مشوق های صادراتی. چنانچه مشوق ها و جوایز  مناسب صادراتی وضع شوند بخش خصوصی به هر طریق ممکن راهکارهای افزایش صادرات را خواهند یافت و با افزایش صادرات تولید نیز به سرعت افزایش خواهد یافت و با افزایش تولید بدون صرف هیچ هزینه ای برای سرمایه گذاری های جدید ده ها هزار نفر مشغول کار مولد خواهند شد.

7- عدم وجود شرکت های توانمند متصدی صادرات محصولات صنایع پائین دست.

در ایران شرکت بازرگانی مرجع و متصدی صادرات صنایع پائین دستی وجود ندارد شرکتهای صنایع پائین دستی نیز اغلب شرکتهای کوچکی هستند و در عرصه تجارت بین الملل تجربه و امکانات لازم را در اختیار ندارد لذا تشکیل شرکت بازرگانی محصولات صنایع پائین دست پتروشیمی تحت پوشش هلدینگ های پتروشیمی پیشنهاد می شود بدین ترتیب زنجیره تولید مواد اولیه تا محصول نهایی نیز ارتباط بهتری برقرار خواهند نمود.

برای رفع موانع فوق نیاز به سرمایه گذاری جدید نیست بلکه قوانین و مقررات مناسبی باید وضع و به درستی اجرایی شوند.

5- خریداری سهام یا مشارکت با واحدهای پتروشیمی نیمه فعال در سایر کشورها که با خرید آنها بتوان با استفاده از ظرفیت های خوراک، بازار و توان فنی آنها را به حداکثر ظرفیت تولید رسانید

احداث یک واحد جدید پتروشیمی علاوه بر اینکه 4 تا 5 سال زمان نیاز دارد به سرمایه گذاری عظیم چند صد میلیون دلاری  یا حدود یک میلیارد دلاری نیاز دارد  که در شرایط فعلی کشور هم سخت است و هم ریسک دارد  اما خرید سهام واحدهای پتروشیمی یا پالایشگاهی فعال در کشورهای هدف که با ظرفیت زیر 80 درصد تولید می کنند اما با تامین خوزاک و نیروی انسانی مجرب و استفاده از سایر مزیت های ایران می توان آنها را به ظرفیت اسمی رسانید می تواند منافع مستقیم و غیر مستقیم زیادی به دنبال داشته باشد.  سهامدار شدن در برخی شرکتهای پتروشیمی که محصولات آنها قابل فروش در ایران و کشورهای همسایه ایران باشد  مزیت های متعددی به دنبال خواهد داشت مثلا در شرکتی که اکریلونیتریل تولید می کند سهامدار شویم و آن شرکت نیز در پروژه های PDH ایران که پروپیلن (یعنی ماده اولیه اکریلونیتریل ) تولید می کنند سهامدار شوند.  در شرایط شیوع کرونا در چین قیمت سهام بسیاری از شرکتهای ارزشمند کاهش قابل توجهی یافت و هلدینگ های بزرگ پتروشیمی و پالایشگاهی فرصت خوبی برای خرید سهام برخی از این شرکتها داشته و دارند.

برگرفته از وبلاگ شخصی مهندس سید حسین میرافضلی

نظر شما...

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار
آرشیو...
‫‪
پرطرفدارترین عناوین
آرشیو...