صفحه نخست

دیگه چه خبر

فرهنگ و هنر

خانواده و جامعه

چند رسانه ای

صفحات داخلی

۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۵:۴۶

میلاد کریم اهل بیت، فریادرس محرومان امام حسن مجتبی(ع)

امام حسن(ع) چشمه ای جوشان و خروشان از خورشید پر ثمر و با برکت ولایت است که در ماهی عزیز و با شکوه پا به عرصه هستی نهاد و این ماه را با قدوم پربرکت خود آراست.
کد خبر: ۳۸۲۰۸

ماه رمضان چون صدفی می ماند که گوهر بسیار گرانبهایی را در سینه خود دارد و بر خود می بالد و بر ماه های دیگر می نازد. امام حسن مجتبی(ع) همچون ستاره ای درخشان در این ماه نورافشانی می کند. امروز منزل رسالت غرقِ شادی و سرور و دل پاک خاندان عصمت از این فرزند با برکت خشنود است.

امام حسن(ع) کیست؟

امام حسن(ع) پیشوا و امام به حق و از خاندان رسول(ص) و نخستین نواده پیامبر اکرم(ص) و یکی از دو سرور جوانان اهل بهشت و گل خوشبوی محمد مصطفی و یکی از پنج تن آل عباست. پدرش حضرت علی بن ابیطالب(ع) و مادرش فاطمه(س) دختر رسول خدا(ص) سرور بانوان جهان است.

فریادرس محرومان

امام حسن(ع) نه تنها از نظر علم، تقوی، زهد و عبادت مقامی برگزیده و ممتاز داشت، بلکه از لحاظ بذل و بخشش و دستگیری از بیچارگان و درماندگان نیز در زمان خود زبانزد خاص و عام بود. وجود گرامی آن حضرت آرامش بخش دل های دردمند و پناهگاه مستمندان و تهیدستان و نقطه امید درماندگان بود. هیچ فقیری از در خانه آن حضرت دست خالی بر نمی گشت. هیچ آزرده دلی شرح پریشانی خود را نزد آن بزرگوار بازگو نمی کرد، جز آنکه مرهمی بر دل آزرده او می نهاد. گاه پیش از آنکه مستمندی اظهار نیاز کند و عرق شرم بریزد، نیاز او را برطرف می کرد و اجازه نمی داد رنج و ذلت درخواست کردن را بر خود هموار سازد.

کنیه و لقب های آن حضرت

کنیه امام حسن(ع) ابومحمد بود و این کنیه را پیامبر تعیین فرموده بودند. مشهورترین القاب آن حضرت را تقی، زَکی و سِبط ذکر کرده اند که هرکدام نشان از ویژگی های اخلاقی و صفات نیک امام مجتبی(ع) دارد.

فضایل امام حسن(ع)

در فضیلت امام حسن مجتبی(ع) همین بس که جد بزرگوارشان محمد مصطفی(ص) سرور فرزندان آدم و پدرشان علی مرتضی، سرور اوصیا و مادرشان فاطمه زهرا پاره تن پیامبر(ص) بانوی بانوان جهان مادربزرگ گرامی اش حضرت خدیجه است

از مهم ترین اهداف امام حسن(ع) آن بود که پرده از چهره طاغوتیان زمان بردارد و آنان را آن طور که بودند بشناساند تا از اجرای نقشه هایی که برای از بین بردن رسالت جدش پیامبر(ص) طراحی کرده بودند جلوگیری کند. این هدف امام به طور کامل برآورده شد و نقاب از چهره پلید طاغوتیان زمان کنار رفت و ماهیت پلیدشان آشکار شد.

از برکت همین تدبیرهای امام حسن(ع) بود که برادر بزرگوارشان حضرت سیدالشهداء(ع) آن انقلاب بزرگ را، که روشنگر حقیقت و عبرت بخش خردمندان بود، به وجود آورد. امام حسن(ع) و امام حسین(ع) دو نمود جداگانه داشتند، اما در حقیقت یک رسالت را دنبال می کردند. امام حسن(ع) جان شریف شان را در جهاد خاموش و آرامی فدا کردند و چون هنگام شکستن سکوت رسید، حماسه کربلا به وقوع پیوست؛ حماسه ای که پیش از آنکه حسینی باشد، از آبشخور درایت و خردمندی امام حسن مجتبی(ع) سرچشمه گرفته است.

میلاد با سعادت امام حسن مجتبی

امام حسن (ع ) در شب نیمه ماه رمضان سال سوّم هجرت در مدینه تولد یافت . وى نخستین پسرى بود که خداوند متعال به خانواده على و فاطمه عنایت کرد. رسول اکرم (ص ) بلافاصله پس از ولادتش ، او را گرفت و در گوش راستش ‍ اذان و در گوش چپش اقامه گفت . سپس براى او گوسفندى قربانى کرد، سرش را تراشید و هموزن موى سرش - که یک درم و چیزى افزون بود - نقره به مستمندان داد. پیامبر (ص ) دستور داد تا سرش را عطرآگین کنند و از آن هنگام آیین عقیقه و صدقه دادن به هموزن موى سر نوزاد سنت شد. این نوزاد را حسن نام داد و این نام در جاهلیت سابقه نداشت . کنیه او را ابومحمّد نهاد و این تنها کنیه اوست .

این مولود فرخنده در شب نیمه ماه رمضان-بهترین ماههاى خدا-متولد شده، و البته در این باره در کتابهاى شیعه و سنت اقوال دیگرى هم نقل شده که خلاف مشهور است .

داستان ولادت و مراسم نامگذارى

و اما داستان ولادت به گونه ‏اى که در روایات شیخ صدوق(ره)در امالى و علل و عیون اخبار الرضا(ع)و روایات دیگر محدثین شیعه و اهل سنت آمده و از امام سجاد(ع) روایت‏شده این گونه است که فرمود:

چون فاطمه(س) فرزندش حسن را به دنیا آورد، به پدرش على(ع) عرض کرد: نامى براى او بگذار، على(ع)فرمود: من چنان نیستم که در مورد نامگذارى او به رسول خدا پیشى گرفته و سبقت جویم. در این وقت رسول خدا(ص)بیامد، و آن کودک را در پارچه زردى پیچیده، به نزد آن حضرت بردند.حضرت فرمود: مگر من به شما نگفته بودم که او را در پارچه زردنپیچید؟سپس آن پارچه را به کنارى افکند و پارچه سفیدى گرفته و کودک را در آن پیچید، آنگاه رو به على(ع)کرده فرمود: آیا او را نامگذارى کرده ‏اى؟

عرض کرد: من در نامگذارى وى به شما پیشى نمى‏گرفتم!

رسول خدا(ص) فرمود: من هم در نامگذارى وى بر خدا سبقت نمى‏جویم!

در این وقت‏خداى تبارک و تعالى به جبرئیل وحى فرمود که براى محمد پسرى متولد شده، به نزد وى برو و سلامش برسان و تبریک و تهنیت گوى و به وى بگو: براستى که على نزد تو به منزله هارون است از موسى، پس او را به نام پسر هارون نام بنه!

جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوى خداى تعالى به وى تهنیت گفت و سپس اظهار داشت: خداى تبارک و تعالى تو را مامور کرده که او را به نام پسر هارون نام بگذارى. رسول خدا(ص)پرسید: نام پسر هارون چیست؟عرض کرد: «شبر».فرمود: زبان من عربى است؟ عرض کرد: نامش را«حسن‏» بگذار، و رسول خدا(ص) او را حسن نامید... (۲)

القاب امام

لقب هاى او: سبط، سید، زکى ، مجتبى است که از همه معروفتر (مجتبى ) مى باشد.

پیامبر اکرم (ص ) به حسن و برادرش حسین علاقه خاصى داشت و بارها مى فرمود که حسن و حسین فرزندان منند و به پاس همین سخن على به سایر فرزندان خود مى فرمود: شما فرزندان من هستید و حسن و حسین فرزندان پیغمبر خدایند.

امام حسن هفت سال و خرده اى زمان جد بزرگوارش را درک نمود و در آغوش مهر آن حضرت بسر برد و پس از رحلت پیامبر (ص) که با شهادت حضرت فاطمه دو ماه یا سه ماه بیشتر فاصله نداشت ، تحت تربیت پدر بزرگوار خود قرار گرفت .

امام حسن (ع ) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصیت آن حضرت ، به امامت رسید و مقام خلافت ظاهرى را نیز اشغال کرد، و نزدیک به شش ماه به اداره امور مسلمین پرداخت . در این مدت ، معاویه که دشمن سرسخت على (ع ) و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهى عثمان و در آخر آشکارا به طلب خلافت ) جنگیده بود؛ به عراق که مقر خلافت امام حسن (ع ) بود لشکر کشید و جنگ آغاز کرد.

امام حسن (ع ) از جهت منظر و اخلاق و پیکر و بزرگوارى به رسول اکرم (ص ) بسیار مانند بود. وصف کنندگان آن حضرت او را چنین توصیف کرده اند:

(داراى رخسارى سفید آمیخته به اندکى سرخى ، چشمانى سیاه ، گونه اى هموار، محاسنى انبوه ، گیسوانى مجعد و پر، گردنى سیمگون ، اندامى متناسب ، شانه ایى عریض ، استخوانى درشت ، میانى باریک ، قدى میانه ، نه چندان بلند و نه چندان کوتاه . سیمایى نمکین و چهره اى در شمار زیباترین و جذاب ترین چهره ها).

در جود و بخشش امام حسن (ع ) داستانها گفته اند. از جمله مدائنى روایت کرده که :

حسن و حسین و عبداللّه بن جعفر به راه حج مى رفتند. توشه و تنخواه آنان گم شد. گرسنه و تشنه به خیمه اى رسیدند که پیرزنى در آن زندگى مى کرد. از او آب طلبیدند. گفت این گوسفند را بدوشید و شیر آن را با آب بیامیزید و بیاشامید. چنین کردند. سپس از او غذا خواستند. گفت همین گوسفند را داریم بکشید و بخورید. یکى از آنان گوسفند را ذبح کرد و از گوشت آن مقدارى بریان کرد و همه خوردند و سپس همانجا به خواب رفتند. هنگام رفتن به پیرزن گفتند: ما از قریشیم به حج مى رویم . چون بازگشتیم نزد ما بیا با تو به نیکى رفتار خواهیم کرد و رفتند.

شوهر زن که آمد و از جریان خبر یافت ، گفت : واى بر تو گوسفند مرا براى مردمى ناشناس مى کشى آنگاه مى گویى از قریش بودند؟ روزگارى گذشت و کار بر پیرزن سخت شد، از آن محل کوچ کرد و به مدینه عبورش افتاد. حسن بن على (ع ) او را دید و شناخت . پیش رفت و گفت : مرا مى شناسى ؟ گفت نه . گفت : من همانم که در فلان روز مهمان تو شدم . و دستور داد تا هزار گوسفند و هزار دینار زر به او دادند. آن گاه او را نزد برادرش حسین بن على فرستاد. آن حضرت نیز همان اندازه به او بخشش فرمود. او را نزد عبداللّه بن جعفر فرستاد او نیز عطایى همانند آنان به او داد.

حلم و گذشت امام حسن (ع ) چنان بود که به گفته مروان ، با کوهها برابرى مى کرد.

به اعتراف شیعه وسنی اویکی ازپنج نفری است « حضرت محمد صلی الله علیه وآله وحضرت علی و حضرت فاطمه وحضرت امام حسن وحضرت امام حسین علیهم السلام » که آیه شریفه تطهیر در شأن آنان نازل شد.

او کسی است که خداوند عالم هر رجس و پلیدی را از روح او زدود و قلبش را به طهارتی مطهر فرمود که خزینه اسرا ر کتاب او باشد .

همچنین شیعه و سنی روایت نمودند که خداوند به وسیله امام مجتبی و برادرش امام حسین علیهما السلام بهشت را زینت نموده است .

هنگام وضو بندهای بدن آن حضرت می لرزید و رنگش زرد می گشت ، از آن حضرت سؤال شد ، فرمود : حق است بر هر کس که نزد پروردگار عرش بایستد ، که رنگ او زرد شود و بندهای بدنش بلرزد.


بیشتر بخوانید:

دانلود مولودی ستاره بارونه از محمود کریمی

ویژگی ها و فضائل حضرت زهرا (س)


حضرت امام جعفر صادق علیه السلام از پدر خود از امام زین العابدین علیه السلام روایت می فرماید : که حسن بن علی عابدترین اهل زمان خود بود ، زاهدترین و فاضل ترین آنان بود ، اگر حج می نمود پیاده و گاه پا برهنه می رفت ، و هر گاه مرگ را به خاطر می آورد گریه می نمود ، و اگر قبررا به یاد می آورد می گریست ، واگربرانگیختن قیامت را به یاد می آورد ، می گریست واگر عرض بر خداوند تعالی را به یاد می آورد غش می کرد ، و اگر به نماز می ایستاد بندهای بدنش می لرزید ،و اگربهشت و دوزخ را به یاد می آورد همچون مار گزیده مضطرب می شد و از خدا بهشت را مسألت می نمود و از آتش دوزخ به خدا پناه میبرد و از قرآن آیه « یا ایها الذین آمنوا» نمی خواند مگر این که می گفت : لبیک اللهم لبیک، و در هیچ حالی از احوالش دیده نمی شد مگر این که ذاکر خداوند سبحان بود و زبانش راستگوترین مردم و پیامش فصیح ترین آنان بود .

حلم آن حضرت همچون آفتاب برای دوست و دشمن آشکار است ، از جمله چنین نقل کرده اند :

معاویه،مروان را عامل مدینه کرد ، و او هر جمعه بر منبر به امیرالمؤمنین علیه السلام ناسزا می گفت ، چون امام علیه السلام از دنیا رفت ، زیر جنازه آن حضرت گریه می کرد . امام حسین علیه السلام رفتار او را در حیات آن حضرت به او تذکر داد که چه مصیبت ها که بر او وارد کردی ، گفت : با کسی آن رفتار را کردم که حلم او از کوه سنگین تر بود . کسی که دشمن ،بردباری او را این چنین بستاید ، و ابر عداوت ، حجاب آفتاب کمالات او نشود و دشمن بر او اشک بریزد ، جا دارد که چشم روزگار بر او خون گریه کند .

از رسول خدا صلی الله علیه وآله روایت شده است که : هر کس بر او « حسن» گریه کند ، چشمش کور نشود در روزی که چشم ها کور می شود ؛ و هر کس بر او محزون شود ، قلب او محزون نشود در روزی که قلب ها محزون می شود ؛ و هر کس او را در بقیع زیارت کند قدمش بر صراط نمی لرزد ، روزی که قدم ها در آن روز می لرزد.

شایسته است کسانی که به زیارت حرم مطهر ائمه بقیع علیهم السلام مشرف می شوند همراه با خضوع و خشوع و با پای برهنه در آن مزار مقدس وارد شوند و قبر مطهر امام مجتبی علیه السلام رادر کنار قبور مطهر سه امام دیگر زیارت کنند. صلوات الله علیهم اجمعین.

پنج حدیث از کلمات نورانی امام مجتبی علیه السلام

-ما تشاور قوم إلا هدو إلی رشدهم .

هیچ مردمی مشورت نکنند مگر این که به رشد و درستی رهبری شوند .

-الخیر الذی لا شرّ فیه : الشکر مع النعمة و الصبر علی النازلة .

خیری که شر ندارد شکرهمراه با نعمت است و صبر بر مصیبت و ناگواری

-وسئل عن المروة ؟ فقال : شحّ الرجل علی دینه ، و اصلاحه ماله، وقیامه بالحقوق

از حضرت سؤال شد مروت چیست ؟ فرمود : دریغ کردن شخص بر دینش « مواظبت بر دینش » و اصلاح نمودن مالش ، و برپاداشتن حقوقش .

-الفرصة سریعة الفوت ، بطیئة العود .

فرصت به سرعت فوت می شود ، و به کندی بر می گردد.

-علیکم بالفکر فإنه حیاة قلب البصیر و مفاتیح أبواب الحکمة .

تفکر نمائید که فکر ، حیات قلب شخص با بصیرت است و کلید درهای حکمت .

 

منبع : تابناک جوان

ارسال نظرات
انتشار نظرات حاوی توهین، افترا و نوشته شده با حروف (فینگلیش) ممکن نیست.